ابراهيم عاملي ( موثق )
173
تفسير عاملي ( فارسي )
2 - در تاريخ آلبرماله « 1 » ابراهيم را از شيوخ نوشته است كه : از مسكن خود به شهر ( اور ) بامر خداوند خارج شد و بكنعان رفت . تورات در سفر پيدايش او را ابراهم ناميد چون باب هفدهم مىنويسد كه خدا بابرام گفت : بعد از اين نام تو ابراهيم است زيرا كه تو را پدر امّتهاى زياد گرانيدم . ما در اين آيه براى لفظ كلمات مىگوئيم : چون كلمه وسيلهى رابطه و فهماندن مقصود است . گرفتارى و آزمايش يعنى تحريك و به كار واداشتن ابراهيم بوسيلهى كلماتى بود و دستورهائى بود كه مسافرت و بردن قوم خود از شهر ( اور ) بكنعان و تمركز ملَّت يهود بارض فلسطين و قربانى فرزند و احكام دينى كه ختنه و تراشيدن سر و امثال آن باشد . همهى اينها بوسيلهى كلمات و دستورهائى بود كه ابراهيم فرا گرفت و انجام داد و در نتيجهى اين لياقت پيشوا و پدر ملَّتها شد و حسّ حبّ اولاد او را وارد كرد به تقاضاى امامت و مقام پيشوائى خود را براى اولادش و اين جواب به او رسيد كه فرمان امامت بستمكاران داده نمىشود . و اين خود دستور بزرگ سياسى است كه براى هميشه سرمشق ملَّتها است بطورى كه شيعه و سنى روى اين كلمهى « لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » مباحثى دارند براى خلافت و حكومت بر مردم . و هنوز هم ظالمين بر خلاف حقّ حكومت مىكنند با اينكه از طرف خدا و طبيعت و انسانيّت بوسيلهى ابراهيم كه دين توحيد قديمى است ممنوع شده است و براى هميشه ممنوع است . ممكن است اعتراض شود كه اگر حكومت ستمكار مخالف مصلحت بشر باشد بايستى ستمكار نابود شود و طبيعت اينجور مردم را مطابق قانون انتخاب انسب نابود كند . در جواب مىگوئيم حكومت ستمكار براى بشر كامل مناسب نيست ولى هنوز تكامل و ارتقاء به آن درجه نرسيده است كه تمام نامناسبها را نابود كند . البتّه موقع آن خواهد رسيد . جملهى « لا يَنالُ » براى رهبرى مردم است بحقايق كلَّى و نشاندادن آخرين درجهى تكامل بشر اگرچه قرنها ديرتر نمودار شود .
--> ( 1 ) تاريخ ملل مشرق ص 89